جمال الدين محمد الخوانساري
380
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
هر كه ياد كند مرگ را راضى گردد از دنيا باندكى . 8844 من اكتفى باليسير استغنى عن الكثير . هر كه راضى شود باندك بىنياز مىشود از بسيار ، يعنى اكتفا باندك مىتوان كرد وبا آن حاجت ببسيار نيست وتعب وزحمت از براي آن نبايد كشيد . 8845 من آثر على نفسه استحقّ اسم الفضيلة . هر كه ايثار كند بر نفس خود سزاوار باشد اسم فضيلت را ، مراد به « ايثار بر نفس خود » بر گزيدن ديگريست بر خود بدادن چيزى باو با وجود حاجت خود بآن ، و « فضيلت » بمعنى افزونى مرتبه است و « سزاوار باشد اسم أو را » يعنى سزاوار باشد كه آنرا نسبت باو دهند وأو را صاحب آن گويند . 8846 من بخل بمالا يملكه فقد بالغ في الرّذيلة « 1 » . هر كه بخل كند به آن چه مالك آن نباشد پس أو بنهايت رسيده در رذيلت ، « بخيلى كردن كسى به آن چه مالك آن نباشد » مثل حسد بردن كسيست بر كسى كه حقّ تعالى يا ديگرى چيزى باو دهد واندوهناك شدن بسبب آن ، و « رذيلت » مقابل فضيلت است يعنى دنائت وپستى مرتبه . 8847 من اتّقى اللَّه سبحانه جعل له من كلّ همّ فرجا ومن كلّ ضيق مخرجا . هر كه بترسد از خداى سبحانه بگرداند از براي أو از هر اندوهى گشايشى واز هر تنگيى بدر شدى . 8848 من صبر على بلاء اللَّه سبحانه فحقّ اللَّه أدّى وعقابه اتّقى وثوابه رجى . هر كه صبر كند بر بلاى خداى - سبحانه - پس حقّ خدا را ادا كرده ، واز عقاب أو ترسيده ، وثواب أو را اميد داشته .
--> ( 1 ) در هر دو نسخهء چاپى : « بالرّذيلة » ( چاپ صيدا ص 213 ، س 19 ، وچاپ هند ص 329 ، س 13 ) پس باء بمعنى « في » است .